آخر بهمن(تاریخ دقیقش رو نمیگم باز بخاطر اینکه ردی نذارم) بود و تولدش رو تبریک گفتم. "سلام. خوبی؟ تولدت مبارک دختر". "salaam. chetoriii? mercccccc. kheili khoshhalam kardiiii"
از احوالاتش پرسیدم، اینکه کجاست و چیکار میکنه، گفت کار میکنه فعلا و اپلای کرده و منتظر نتیجه هست. گفتم همین چند نفری هم که موندن دارن میرن. . گفت منو جایی نمیگیره! خلاصه اینکه باز کل کل ها شروع شد! و تبریک روز مهندس و کل کل رشته و ... و این بار تصمیمم رو گرفته بودم! میخواستم هر جور که شده بهش بگم که بهش علاقه دارم. و صحبت و صحبت و صحبت. هر از گاهی جوک و نگه داشتن ارتباط. یه روز متوجه شدم خیلی بی اعصاب شده، پیگیرش شدم
برچسب:
نویسنده: متین حسینپور
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 12:20